متن کامل سی دی آموزشی "ازدواج" مهندس دژاکام

خرید بک لینک

"بنام قدرت مطلق"

یک پاراگراف مربوط به تاریخ ۹۵/۱۰/۲ را میخوانم و بعد روی موضوع دیگری بحث میکنم که به همین قضیه مربوط است: در مورد انسان به قول معروف، جهان اکبر است. ما هر قدر در مورد آن بگوییم تمامی ندارد، خاصه اینکه بخواهید تدریس بنمایید. مانند همان بیماری ظاهر و باطن است. ممکن است ظاهراً انسان سالم باشد و زیبا و بینقص، اما درون غیر از این باشد. این را فعلاً داشته باشید. ما در هفتهای هستیم که دستورجلسه ازدواج است که برای اولین بار من پیشنهاد کردم که در دستورجلسات قرار بگیرد. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد یک موضوع آن را مطرح میکنیم، مثلاً میبینیم بچهها خیلی فضولی میکنند دستورجلسه را میگذاریم فضولی یا آداب معاشرت که به نظر من ۹۹ درصدتان آداب معاشرت بلد نیستید. نشانهاش این است که وقتی همه فامیل دور هم مشغول غذا خوردن هستند، صدای برخورد قاشق و چنگال به بشقاب خیلی زیاد است. وقتی غذا میخوریم نباید صدای قاشق و چنگال دربیاید! قاشق در دست راست و چنگال در دست چپ و از یک گوشه بشقاب شروع به خوردن کنید. الآن خورشت را میریزد در وسط بشقاب و میخورد و به جای بردن قاشق به سمت دهان، یک مقدار کله را به جلو خم میکند و... پس دستورجلسات برای باز شدن موضوعات است. چیزی که قدر مسلم است ما الان در یک وضعیت برزخ مانند هستیم. یک موقع ارزشها سنتی بود و حساب و کتاب خاص خودش را داشت، یک سیستم هم که مثل سیستم مدرن؛ میبینی بچهشان ۱۸ ساله شده ولی هنوز ازدواج نکردند. حالا ما بین این دوتا گیر کردیم و نه رومی هستیم و نه زنگی! به طور کلی سن ازدواج در همه دنیا به طرف بالا رفته و به بالای ۳۰ و حتی ۴۰ وگاهی به مرز ۵۰ هم میرسد. آن هم یک شرایط خاصی هست. اصولاً انسانها در مقابل ازدواج به سه گروه تقسیم می شوند؛ من هرکار میخواهم بکنم همیشه در قالب سه گروه قرار میگیرد، ظاهراً همه چیز در قالب مثلث میگنجد. یک گروه آنهایی که ازدواج کردهاند، یک گروه آنهایی که ازدواج کردند ولی جدا شدند حالا یا همسر فوت کرده یا متارکه کردند یا... یک گروه هم ازدواج نکردند و در شرف ازدواج هستند. در قضیه ازدواج چند نکته ضروری است که باید مدنظر داشته باشیم و عمل کنیم. چون من فکر میکنم اصولاً زندگی کردن یک هنر است، درس خواندن هم یک هنر است، سفر dst هم یک هنر است، حفظ و نگه داشتن یک زندگی هم هنر است و انسان باید هنرمند باشد تا بتواند آن را حفظ کند و نکات ریز و پیش پا افتاده در زندگی است که باعث نابودی آن میشود. بارها گفتم: سد به آن عظمت را، یک ترک کوچک میتواند نابود کند. سر چشمه بتوان بستن به بیل چو پر شد نتوان بستن به پیل. زندگی هم همین است. اوایل با یک مسایل کوچک میتوان آن را حفظ کرد ولی اواخر نه! نکته مهم این است که هیچ موجودی مثل موجود دیگر نیست و این از معجزات هستی است. حتی یک درخت گیلاس مثل و مانند ندارد. هیچ انسانی را نمیتوانید پیدا کنید که شبیه انسان دیگری باشد حتی دوقلوها! اثر انگشت هیچ انسانی مثل انسان دیگر نیست، موی آنها هم همینطور، هیچ چشمی مثل چشم دیگری نیست. بنابراین در مسئله ازدواج چه آنهایی که ازدواج کردهاند و چه آنهایی که میخواهند ازدواج کنند، فکر نکنند کسی را پیدا میکنند که مشابه خودشان باشد. البته این قضیه هم هست که تقریباً در یک سطح باشند، یعنی یکی دکتر باشد و یکی بیسواد، نمیشود. حالا صددرصد هم نبود ایرادی ندارد. در هر دو گروه چه آنهایی که ازدواج کردند و چه آنهایی که میخواهند ازدواج کنند این نکات صادق است. اول احترام گذاشتن؛ اصولاً آدم باید مؤدب باشد و به دیگران احترام بگذارد. بیادب در رنج و عذاب است. این ادب و احترام به یکدیگر از مهمترین مسائلی است که باید داشته باشیم. فکر نکنید بیادبی افتخار یا قدرت است. مسئله بعدی رعایت بهداشت است که از حساسترین مسائلی است که بین یک زوج باید برقرار باشد. رعایت نکردن بهداشت میتواند دو نفر را از هم دور کند؛ مثلاً بدن و لباس کثیف، حمام نرفتن و... از انواع مسائل است در این قضیه. هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من. یک حجاب و پرده بین جنس مؤنث و مذکر وجود دارد، اگر این پرده بیفتد هیچ چیز نمیماند. اگر بهداشت رعایت نشود وقتی که به هم نزدیک میشوند، حالش بد میشود از بوی بد طرف مقابل! این نکته مهم و حساس و سرنوشتسازی است. باید خیلی به این توجه کرد. میخواهد برود بیرون، تمیزترین لباسها را میپوشد ولی در خانه که هست، کثیفترین آدم روی زمین است. باید همیشه تمیز و مرتب باشد! این بهداشت با ظاهرسازی فرق میکند. مسئلهای نیست که دماغت را عمل کنی و لبها را پروتز کنی و... اصلاً اینها مال خانمها نیست، حالا در کشور ما این قدر مد شده، در کشورهای دیگر این خبرها نیست. نمیخواهم به کسی جسارت کنم. بعضیها ستاره سینما هستند یا کارگر کاباره هستند یا... به خاطر نشان دادن خودشان این کارها را میکنند، ولی یک دختر معمولی نباید این کار را بکند چون به خودش آسیب میرساند، آن ماده اضافه و سم است. و خیلی مسائل دیگر. آن چیزی که زیباست کلام و بیان تو است. بزرگ بودن دماغ اهمیتی ندارد. پس این با بهداشت فرق میکند. مسئله بعدی مشارکت در زندگی است. زندگی شراکتی است، وظایف متفاوت است. یکسری کارها را مرد انجام میدهد و یک سری کارها را زن، و این دوتا مکمل یکدیگرند. میگوید چون من کار میکنم همه چیز مال من است، نه اینطوری نیست! تو فضای بیرون را داری و او فضای داخل را؛ و میگویند همسر! برده که نیاوردهای که فقط کارهای خانه را بکند و بچهداری کند و... باید هم اندازه و همسر باشید. بسته به نوع فیزیک باید کارهای متفاوتی را انجام دهند. آب می گردد گودال را پیدا میکند. از قدیم کار سنگین وظیفه مرد و کار سبک وظیفه زن بوده و این مسیر خودش را پیدا کرده است، این مسیر برگرداندنی نیست وبرگرداندن آن باعث مشکل میشود. یک مسئله روی نقاط مشترک کار کردن است. این باز مسئله مهمی است. یک مثلث در نظر بگیرید، یک ضلع جنس مذکر، یک ضلع جنس مؤنث و قاعده آن، روابط فیمابین است. همانطور که گفتم هیچ انسانی مثل انسان دیگر نیست. یکی از رنگ زرد خوشش میآید و یکی از رنگ قرمز، یکی خورشت بادمجان دوست دارد و یکی دوست ندارد. حالاوقتی دو نفر دارند با هم زندگی میکنند و یا میخواهند زندگی کنند باید روی نقاط مشترک کار کنند، نه روی نقاط غیرمشترک. یعنی چه؟! قاعده را در نظر بگیرید، این از سبز خوشش میآید یک مقدار از قاعده را میآید، آن از زرد خوشش میآید و قاعده اضافه میشود و طولانی میشود، یعنی دو تا خط مخالف یکدیگر. با نقاط غیرمشترک قاعده مثلث بزرگتر میشود و دورتر! هرچقدر نقاط غیرمشترک بزرگتر شود دوضلع دورتر میشود و مثلث از بین میرود. پس باید روی نقاط مشترک کار کرد. این دوست ندارد در مورد مادرش صحبت کنید، شما نباید صحبت کنید. یادوست ندارد بروید خانه عموی تو، نباید بروید. مراعات کنید، روی نقاط ضد هم کار نکنید. بعضیها از صبح که از خواب بیدار میشوند گویی زورآزمایی بین دو طرف شروع میشود، دعوا شروع میشود. مثلاً یکی میگوید بچه را ببریم پیش دکتر انوری و دیگری میگوید نه برویم پیش دکتر موقری یا... یعنی دائماً روی نقاط غیرمشترک هستند. هرچه انسانها ابلهتر باشند بیشتر روی نقاط غیرمشترک کار میکنند و هرچه فهمیدهتر باشند روی نقاط مشترک بیشتر کار میکنند و این در تمام سطوح زندگی نقش مؤثری دارد. وقتی روی نقاط غیرمشترک کار شود حتی کشور هم به باد میرود. دو تا گروه سیاسی که دائماً با هم درگیر هستند و این نقاط ضعف آن را فاش میکند و آن نقاط ضعف این را فاش میکند. از قدیم گفتند: جواب های، هوی است. وقتی به یکی ناسزا بگویید: او که سکوت نمیکند، او هم به تو ناسزا میگوید. در تمام دنیا دو گروه به جای اینکه روی نقاط اختلاف هم کار کنند، بیایند و روی نقاط مشترک هم کار کنند و شهر و کشور و... را آباد کنند. مسئله مهم ما این است که روی نقاط مشترک با هم کار میکنیم. من قول میدهم در همین هفته اگر قرار باشد اعضای کنگره روی نقاط غیرمشترک کار کنند، تا آخر هفته کنگره منهدم خواهد شد. یکی گروه چپ است و یکی راست، یکی دین را قبول دارد و یکی ندارد و... نقاط غیرمشترک زیادی هست. ما همه از نظر افکار و سیاست و دین و... تفکرات متفاوتی را داریم، ولی وقتی میآییم کنگره، روی هیچکدام کار نمیکنیم. درد مشترک اعتیاد بوده که میخواهیم درمانش کنیم، ندانستن یکسری مطالب بوده که میخواهیم آنها را بدانیم و تا هزار سال دیگر هم که کار کنیم، مشکلی برای ما پیش نمیآید. وقتی دو طرف روی نقاط مشترک کار میکنند باید برای هم یکسری ارزشها قائل باشند. ببیند آن از چه چیزی خوشش میآید و برایش بگیرد، ۵ تا مغازه داری یکی را به نام همسرت کن، چه میشود! یا خانه و... مسئله بعدی وقتی دارند با هم کار میکنند و پول در میآورند، پول فقط برای مرد نیست. البته این شرایط باید طوری باشد که سوءاستفاده نشود. ما شرایط نرمال را مطرح میکنیم، ممکن است بعضی مردان یا زنان مشکلدار هم باشند و قصد مقایسه هم نداریم. در زندگی مشترک وقتی پول دارد باید در اختیار طرف قرار بدهد و برایش هدیه بخرد، طلا بخرد و... کاری که باید انجام ندهند تخریب یکدیگر است. وقتی به یکی سیلی میزنی ،او هم یک کاری انجام میدهد. تخریب همدیگر کار ناجوری است مخصوصاً جلوی بچهها و دیگران! برخی در ظاهر تخریب میکنند و برخی در باطن، همینها میشود شکاف و مشکلات. هیچ زمان در زندگی نباید کلمه طلاق بر زبان بیاید. وقتی این کلمه را به کار میبرید، این کلمه یک قبح دارد. با کوچکترین مسئلهای فوراً طلاق؟! این طلاق آخرین راه است، وقتی هیچ راهی نبود و امکان ادامه نبود. اگر به زبان آورده شود آخرش به سرتان میآید، اصلاً به این قضیه نباید فکر کرد. مسئله بعدی زورگویی و فحاشی است؛ اگر مرد از نظر فیزیکی قدرتش بیشتر است نباید کتک بزند، فحاشی و زورگویی کند. همانطور که میگوید: تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز همینطور هم هر ظلمی که بکنی به سرت میآید. هر سیلی که بزنی یک سیلی خواهی خورد، اگر یک دندان بشکنی، طبیعت چنان سیلی میزند که ده دندان از تو بشکند. دست بالای دست بسیار زیاد است. در هر قسمتی باشید یکی بالاتر از شما هست، زورگویی و فحاشی و سوءاستفاده از قدرت و... کار زشت و زنندهای است. این باید در فرهنگها جا بیفتد. اگر بزنی میتواند برود پزشک قانونی و برایت پرونده درست کند. کسی میزند که دیگر منطق ندارد. وقتی پول داری و اعضای خانواده را در تنگنا قرار میدهی! پولها مال تو نیست! پولها همه دست ما امانت است. میگویند؛ به حسنت نناز که به تبی بند است؛ به مالت نناز به یک شبی بند است. به زیبایی و جمال نگاه نکن که با یک بیماری از بین میرود. مال هم همینطور است، بزرگترین سرمایهها را دارید شاید فردا نباشد. باید خودت و بیشتر از همه اعضای خانواده ات از این پول استفاده کنند و این هم یک مسئله است. همیشه گفتم این را در نظر بگیرید؛ این سیستم طوری طراحی شده که هر عملی انجام بدهید عکسالعملش میآید. همه چیز روی حساب و کتاب است، اگر ترشی بخوری این سیستم یک جور عمل میکند، شیرینی بخورید یک جور عمل میکند و هر نوع غذایی بخوری واکنش سیستم یک جور دیگر است. ما بالای ۱۵۰ تا بیماری روانتنی داریم. تو همان موقع که سیلی میزنی، سیستم عصبی خودت به هم میریزد. یکی به یکی گفت: من گوشت را میگیرم و دور زمین میچرخانمت، گفت: خودت هم باید با من بیایی! وقتی ناسزا را میگویی، داری سم را وارد بدنت میکنی! اگر بخواهی کسی را به هم بریزی، اول باید خودت را به هم بریزی. پس خودت نابود میشوی. اللهُ سَریعُ الحِساب اینها توسط معمار بزرگ طراحی شده و کار خودش را میکند. فکر نکن کار امروزت را فقط در قیامت حسابرسی میکنند، آن به جای خود، ولی اینجا هم دست طبیعت انتقامش را از تو میگیرد. یک سری کارها را ما باید سبک بگیریم. قدیم که میخواستند ازدواج کنند، چیزی که لازم بود یک دست رختخواب بود و یک زیلو و یک چراغ که برخی نداشتند و یک سری ظروف، والسلام نامه تمام! خانه هم همان خانه پدر یا مادر زندگی میکردند، این خیلی راحت و درست بود. امکانات کم بود ولی مردم راحت بودند و سالمتر بودند. مردم اصلاً پلو نمیخوردند! حالا میگویند اگر برنج نباشد اصلاً مزه نمیدهد. این طوری زندگی سخت میشود. میخواهند ازدواج کنند؛ یخچال میخواهند، تلویزیون و فرش و مبل و... کلی تجهیزات دیگر. نان ندارند بخورند، بعد یخچال ساید بای ساید میخواهند و اینها ایجاد مشکل میکند. برای مجلس هم ۲۰ میلیون خرج میکنند و بعد یک عمر قسط میدهند. اینها را اگر سادهتر بگیریم راحتتر میشود، توقعات کمی بیاید پایینتر. وقتی فردی میخواهد ازدواج کند باید به یکسری نکات توجه کند که در مثلث عشق مطرح میکنم. مسائل دیگری که در زندگی روزمره مطرح است؛ بچهها را لوس و بیتربیت نکنید، بچهها را طوری بار میآورید که طلبکار هستند. همه زایمانها هم که سزارین شده. هزاران مشکل به وجود میآورد، زایمان طبیعی و شیر دادن به بچه یکسری مسائل طبیعی دارد. شیر دادن بچه را سالم بار میآورد، استخوانبندی را سالم میکند. با شیرخشک که بچه درست نمیشود، هزاران مریضی میگیرد. اشتباه نکنید! با شیر دادن به بچه سینه مادر خراب نمیشود، بلکه فردا سرطان سینه نمیگیرد و خیلی امراض دیگر! چون طبیعت سیستم حسابگری است، شیر ندادی، تومورها داخل سینهات به وجود میآید. بعد بچه به دنیا میآید چه کار میکنند! بعضیها نان ندارند بخورند ولی بچه که میآید به قول یکی از دوستان که میگفت: اتاق بچه، سیسمونی و... انگار که نمایشگاه است. جشن دندان و کلی هزینه و... اینها خوب است ولی مسائل را در نظر بگیرید. بچه را خراب نکنید، تکان میخورد فیلمبرداری میکنند و... بعد بچه لوس میشود و بیشفعال هم هست و هنوز ۱۶ سالش تمام نشده مصرفکننده شیشه میشود!!! روی تربیت کار کنید که مهم است. آنهایی که زوج هستند و یا میخواهند ازدواج کنند حتماً باید پیادهروی کنند، حتماً باید ورزش کنند. باید خانمها روزی پنج هزار قدم راه بروید. تومورهای سرطانی وجود خانمها و آقایان را گرفته. بیشترین علت مرگ خانمها در ایران، یکی بیماری عروق است و یکی بیماری قلب! دلیلش ورزش نکردن است و پیادهروی نکردن و تمام بیماریها در اثر عدم تحرّک است و تغذیه! چه آقایان و چه خانمها باید تحرّک داشته باشید.

باز یک مسئله در مورد به دنیا آمدن بچهها که یکی از عزیزان تعریف میکرد؛ میخواهند بچه روزی به دنیا بیاید که روز مهمی باشد، مثلاً روز تولد فلان شخصیت باشد یا برای مدرسه در نیمه اول باشد! در ۳۰ شهریور کلی سزارین داریم، برای اینکه یک سال زودتر به مدرسه برود. که چه شود!! یا چون عید میخواهند بروند مسافرت، بچه را زودتر از موعد به دنیا میآورند و بچه ناقص میشود و کلی فلج مغزی و نقص عضو و... اینها باعث فاجعه میشود. بگذارید بچهها به موقع به دنیا بیاید. حالا روز کوروش به دنیا نیامد و روز داریوش بود، چه فرقی میکند؟! حالا میرسیم به آقایان و خانمهایی که میخواهند ازدواج کنند. اینها میروند در همان مثلث عشق. چند تا نکته مهم است؛ اولاً چیزی که بخواهد صددرصد ایدهآل باشد امکانپذیر نیست. آنچه در ذهن است با واقعیت فرق میکند. حدود را هم که پیدا کردید باید عمل کنید. اگر بخواهند درکنگره ازدواج کنند منعی ندارد، ولی به ما هم هیچ ارتباطی ندارد. چون مسئله ما در اینجا درمان اعتیاد است، به مسائل دیگر کار نداریم. اگر بد شد، نیایند یقه ما را بگیرند. چند روز پیش از یک شهر دیگر آمدند دفتر من؛ که ما دختر فلانی را گرفتیم و شکایت و... حالا شما درستش کنید. گفتم به من چه مربوط است! بروید طبق سنت و رسم این کار را انجام بدهید. بد و خوبش به خودتان ربط دارد. ولی اگر ازدواج کنید ما خیلی هم خوشحال میشویم. ولی اگر رفتید و این کار را کردید، بقیه اعضا باید چه کار کنند؟! بقیه هیچ دخالتی نکنند. هنوز تازه رفته برای آشنایی و تا بقیه خبردار میشوند فوراً خانم را با فامیلی آقا صدا میزنند! دختر مردم که هنوز ازدواج نکرده و یک آشنایی جزئی بوده. مثل کسانی که هنوز برای پزشکی تازه ثبت نام کردند و آنها را آقا یا خانم دکتر صدا میزنند یا رشته مهندسی، هنوز اسمش درآمده، همه آقای مهندس صدا میزنند. خودم هم اینطوری بودم. این معلوم نیست که آیا هشت یا ده سال دیگر درس خود را تمام کنند و دکتر یا مهندس شود. بنابراین فوراً اسم نگذارید، چون باعث تخریب خانواده میشود. شما دخالت نکنید تا آنها کار خودشان را انجام دهند و بعد هم که به انجام رسید، نیاز نیست در کنگره جار بزنند. من از خدایم است که همه بچههای کنگره ازدواج کنند ولی من میخواهم که مشکلاتش به ما نرسد. اگر کسی را میخواهید باید حرکت کنید، نگویید خودش درست میشود. بروید و مطرح کنید، حالا یا به شما میدهند یا نمیدهند! اگر گفتند نمیدهیم بعد قهر و دشمنی و لجبازی نکنید. اینها نکاتی است که باید رعایت شود. نسل فعلی بین ۲ تا قضیه گیر کردهایم؛ آن سنتهای قدیم نیست، این طرف هم که دختر و پسر نباید اصلاً با هم راه بروند، خوب پس اینها کجا همدیگر را پیدا کنند! باید یک رفت و آمدی باشد تا یکدیگر را ببینند و انتخاب کنند! ایجاد این فضا خودش یک مشکل است. البته این موضوع مشکل خیلی زیادی نیست. مسائل دیگر است که نباید سخت بگیریم. اول زندگی همه چیزی ندارند، با حرکت راه نمایان میشود. باحداقل زندگی را شروع کنید و بعد با حرکت و تلاش گسترش پیدا میکند. همه همین کار را کردند. من یک نفر آمده بود خواستگاری خواهرم در سی سال پیش، پدرم خیلی آدم فهمیده و آگاهی بود؛ خدا رحمتش کند. برادرم به پدرم گفت: که این یک کت ندارد که بپوشد، پدرم گفت: اگر کت تن ندارد من خودم به او کت میدهم. پس نباید زیاد سخت بگیرید. مسئله دیگری که هست در مسئله عشق مطرح کردم؛ که یک ضلع مثلث عشق، حس بود و یک ضلع سایه بود وضلع دیگر جاذبه بود. پس در مسئله ازدواج فقط سایه نیست، سایه یک قسمت است که مثلاً فلان کار را بکند و زیبا شود. مسئله بعدی آن حس شما است که آیا این حس را داری یا نداری! یک موقع میگویی من ازدواج نمیکنم، چرا؟ چون حسش را ندارم. نکته بعدی کسی ازدواج نکرده یا پیش نیامده، شما دائماً نپرسید: چرا ازدواج نمیکنی و ازدواج کن و... اگر میشد خودش این کار را میکرد. لازم نیست شما بگویید. یکی گفت: پدر من از گرسنگی مُرد، گفتند: چرا؟ گفت: چون سال ۱۳۰۱ قحطی بود. گفتند: پدر تو که مُرد، گندم قیمتش چقدر بود؛ مثلاً یک ریال! گفتند: پدر تو یک ریال نداشت گندم بخرد؟ گفت: اگر داشت که از گرسنگی نمیمُرد. حالا حتماً یا پیش نیامده و یا نخواسته که ازدواج کند، شما نگویید چرا ازدواج نمیکنی و... پس دایه مهربانتر از مادر نشویم و این را در نظر بگیریم. پس سایه شد یکی، بعد مسئله حسش است. باید حس این ازدواج را داشته باشد، وقتی حسش را ندارد چکارش میخواهی بکنی؟! اگر آن حس باشد، جاذبه راه میافتد. یعنی همه برمیگردد روی این حس. اگر حس باشد و بخواهد جاذبه فعال میشود. جاذبه بر مبنای حس فعال میشود، نه بر مبنای سایه! آن چیزی که در زیبایی نقش دارد کلام است، بیان است که کسی توجه نمیکند. چیزی که در زیبایی نقش مهمی دارد، فن بیان است. پس چیزی که در ازدواج همه چیز را میسازد و جذب میکند، آن حس است. حس جاذبه را به وجود میآورد، وقتی حس درست بود امواج جاذبه را ساطع میکند و فردی یا افرادی این امواج را میگیرند، میآیند جلو و یکی را انتخاب میکند. گاهی اوقات بعضی انسانها در شرایطی قرار دارند که به دلایلی آن حس مهیا نشده و پیدا نکردند. اگر آن باشد این کار صورت میگیرد، نباید ما سرزنش کنیم که این کار را بکن. پس مسئله حس در این قضیه خیلی مهم است. سایه هم مهم است ولی همه چیز نیست، چون سایه را حس میسازد و گرنه یک ربات مؤنث یا مذکر هم میتواند خیلی خوشگل باشد. تنها فرقش همین حس است. پس باید روی حس تکیه کنیم. اگر حس باشد جاذبه هم به وجود میآید. به عقیده من سوای همه اینها، تقدیر هم در ازدواج نقشی دارد، اگر بعد فرصت شود روی مسائل دیگر هم صحبت میکنیم.

"پایان"

تهیّه و تنظیم و تایپ: مسافر جواد (لژیون یکم نمایندگی عطّار نیشابور)


موضوعات مرتبط: سی دی ها
برچسبها: کنگره60, نمایندگی عطار نیشابور, متن کامل سی دی ازدواج, شهرری لژیون امیرهوشنگ سوقندی _ درمان اعتیاد...

ما را در سایت لژیون امیرهوشنگ سوقندی _ درمان اعتیاد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 336 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 0:30

صفحه بندی