"بنام قدرت مطلق"
مطلب امروز راجع به آکادمی و به طور کلی هستی است. تا الان فکر نکردهایم که چگونه هستی به وجود آمده و چقدر شگفتیهای آن زیاد است. هر گوشه از دور و برمان را نگاه کنیم تماماً شگفتی است ولی چون برای ما حالت عادی شده و یک چیزی میدانیم قبولش داریم ولی باورش نمیتوانیم بکنیم. ذات پاک پروردگار هم همین طور است.
اگر ما به محل زندگیمان نگاه کنیم که همان کره زمین است پر از شگفتی است. کره زمین یک سنگ بزرگ است که وسط زمین و آسمان معلّق است. در حال حرکت است و ما روی آن هستیم ولی چرا بیرون پرتاب نمیشویم؟ چرا حرکت زمین را متوجه نمیشویم؟ چرا آبهای اقیانوسها نمیریزد پایین؟ چرا ما از روی آن نمیافتیم؟ نمیتوانیم توجیهاش کنیم. آیا این چیز شگفتی نیست که ما از بنیان داریم کجا و چگونه زندگی میکنیم؟
در کتاب آسمانی به ما توجه میدهد و میگوید نگاه کنید و ببینید. تدبیر و تفکر بکنید. " أَفَلا یَنظرونَ اِلی الاِبِلِ کَیفَ خُلِقَت " آیا نگاه کردهاید که شتر چگونه خلق شده است. به نظر شما شتر چیز کمی است؟ انسانها در کویر طاقت نمیآورند ولی شتر چگونه طاقت میآورد؟ شتر در کوهان خود ذخیره چربی قوی دارد که اگر یکی دو هفته هم غذا نخورد میتواند به زندگی خود ادامه دهد، حرکت کند و راه برود. پاهای او ثُم یا پنجه نیست بلکه کف پاهایش پهن است، انگار اسکیت مخصوصی پوشیده که وقتی در کویر میرود پایش در شن فرو نرود. پاها و گردن بلندی دارد برای همین همه چیز را از فاصله دور نگاه می کند. عین یک کشتی است که در کویر میرود. آیا تا به حال نگاه کردهاید چگونه و طبق چه حساب و کتابی خلق و به وجود آمده است؟ نه!
" وَ إِلَی السَّماءِ کیفَ رُفِعَت " آسمانها چگونه برافراشته شده است؟
" وَ إِلَی الجِبال کیفَ نُصِبت " چطوری کوهها نصب شدهاند؟
" وَ إِلَی الاَرض کیفَ سُطِحَت " زمین چگونه مسطح شده است؟ کروی شکل است اما ما مسطح میبینیم. آیا اینها را ما تا به حال دقت کردهایم؟ واقعاً اگر کوهها نبود چه میشد؟ همه چیز متفاوت بود.
" فَذَکِّر اِنَّما اَنتَ مُذَکِّر " تو به یاد بیاور و تذکر بده که تذکر دهندهای. تو نمیتوانی انسانها را عوض کنی و بر آنها چیره شوی. به انسانها میگویی، خواستند انجام میدهند، نخواستند انجام نمیدهند.
وقتی نگاه میکنیم میبینیم تمام هستی هر چیزش شگفت انگیز است. خود ما یک چیز شگفتانگیز هستیم. روی دو پا راه رفتن، صحبت کردن، قلب ما که یک تکه گوشت است و بیست و چهار ساعته دارد کار میکند، مغز ما که بالغ بر صد میلیارد نورون است؛ اینها همه شگفتانگیز است ولی برای ما عادی است.
یک مزرعه را تصور کنیم که در آن درخت گیلاس به آن زیبایی و خوشمزگی هست، کنارش درخت زردآلو، آن طرف هلو، آن طرف گردو، آن طرف سیب، آن طرفتر یونجه، گندم، لوبیا و... همه در یک زمین کاشته شدهاند، از یک چشمه آب میخورند، از یک آفتاب استفاده میکنند ولی میوهها و چیزهای جور واجور میدهند. آیا این شگفتی نیست؟ ما صبح تا شب در آن تفکرات و در آن زندان خودمان و در آن محدوده که برای خود به وجود آوردهایم غوطهور هستیم و نمیتوانیم این شگفتیها را ببینیم و فراموش میکنیم که اصلاً برای چه آمدهایم. اصلاً چکار باید بکنیم. خیلی عجیب و غریب است.
مسئله دیگر که وجود دارد و شگفتی آفرین است این که همه چیز دارای حساب و کتاب است. هر چیزی که به وجود آمده بر مبنای یکسری محاسبات ریاضی و یا یکسری حساب و کتاب به وجود آمده است. شما هیچ چیز در هستی را نمیتوانی ببینی که بی حساب به وجود آمده باشد یعنی یک تفکر و اندیشه بسیار بالایی پشت سرش بوده است. همانطور که میگوییم: " اَفَلا یَنظُرون..." اگر نگاه نافذ به شتر بیندازیم میبینیم داستان شتر با آدمها فرق میکند و انسانهای چاق از چربی خود نمیتوانند استفاده کنند. دو روز گشنگی بخورند میمیرند. میگویند در زمان سعدی دو درویش را بی گناه به زندان انداختند یکی لاغر و دیگری فربه بود بعد از یک هفته رفتند سراغ آنها که آزادشان کنند، دیدند فرد لاغر زنده مانده و شخص چاق از گرسنگی مرده است. پس آنجا یک حساب دیگر دارد که شتر چربیاش در کوهانش است ولی برای آدمی که چاق میشود این حساب و کتاب ندارد. این از قانون خارج شده بر مبنای حساب و کتاب نیست. اگر یکی دو درجه گرمای زمین تغییر کند باعث نابودی کره زمین میشود. قلب جوری ساخته شده که سالها کار میکند و مرتب در حال بازسازی، عوض شدن و تغییر خودش است. جسم ما مرتب در حال تعویض است کما اینکه این زبان ما زبان دو سال پیش نیست. این هست که میگوییم این سیستم حساب و کتاب دارد.
از همه بدتر یا از همه بهتر این سیستم سریعالحساب است یعنی اگر از قانون خارج شدی بلافاصله واکنش نشان میدهد. شما اگر از خودت مراقبت نکنی و از بلندی بیافتی فوراً نابود میشوی چون قانون جوری ساخته شده که نباید از ارتفاع به زمین بخوری، مثل چینی شکسته میشوی. انسانهای چاق از قانون خارج میشوند و برای خود مشکلات متعدد، انواع و اقسام مریضیها را به وجود میآورند چون از قانون خارج شدند. اگر زمین یک ذره از مدار خود خارج شود نابود میشود. هر چیزی که درست شده طبق حساب و کتاب درست شده است و اگر از آن حد و حدود خودش تجاوز کند کله پا میشود. یعنی سریعالحساب است. این سیستم به گونهای طراحی شده که خودش خودش را کنترل میکند چون گفتیم هر چیزی بر مبنای سه چیز به وجود میآید. یکی خواست که همان خواسته ماست. دیگری تقدیر که تقدیر را توضیح دادیم و یکی فرمان الهی که فرمان الهی برای شرایط خیلی خیلی خاص است. چیزی که ما معمولاً با آن درگیر هستیم خواست و تقدیر است. اگر از قوانین عدول کنیم سیستم طوری طراحی شده که به ما ضربه وارد میشود. مثلاً بدن انسان که از گوشت است نباید به آتش نزدیک شود، آتش او را میسوزاند و این برای ما قابل لمس است. سیستم جوری طراحی شده که ما باید مقدار مشخصی غذا بخوریم اگر بیش از اندازه خوردیم دچار مشکلات متعدد میشویم. استخوان ما تحمل فشار خاصی را دارد اگر بیش از آن فشار بیاوریم دچار مشکلات و معضلات میشود. اینها از حساب خارج شدن در صورآشکار است.
حالا ما دقیقاً در صورپنهان هم داریم که اگر از قانون خارج شویم برای ما مشکل و مسائل به وجود میآید. ما از موادمخدر منع شدهایم، وقتی مصرف کنیم بعد از مدتی درگیر مشکلات میشویم و وابسته میشویم. نهی شدهایم الکل نخوریم، اگر بخوریم دچار مشکل میشویم. نهی شدیم دروغ نگوییم، وقتی میگوییم بیشترین ضربه را خودمان میبینیم چون سریعالحساب است. اگر به انسانها کمک کردیم فوری از طرف انسانها به ما کمک میشود. اگر کمک نکنیم به ما کمک نمیشود. اگر ما خیرخواه مردم باشیم آنها خیرخواه ما میشوند. دم عوارضی من گلابی را دادم به کارمند عوارضی و قصدم رفع خستگی از او بود و او از ما پول نگرفت. امین برای اردوی بلده از بچهها خواسته که همه خریدشان را از همان شهر بلده بکنند به قصد این که نانی هم به آنها برسد در عوض آنها هم بچههای کنگره را دوست دارند و از آنها حمایت میکنند و مدافع آنها هستند. اینجا منظورم قانون عمل و عکسالعمل و واکنش است. سیستم این جوری عمل میکند وقتی خداوند میگوید اگر بدهید من به شماها بیشتر میدهم این همین است. خداوند دست در جیبش نمیکند که به شما بیشتر بدهد، سیستم این جوری است. اگر شما بد دیگران را بخواهید مسلماً دیگران هم بد شما را میخواهند. اگر خوب دیگران را بخواهید مردم هم خوب شما را میخواهند. اگر غیبت دیگران را بکنی مردم غیبت تو را میکنند. ما باید این را بفهمیم که این سیستم نظارت دارد و کنترل بر آن هست.
" تَنَزَّلُ المَلائِکة و الروح فیها بِاِذنِ رَبِّهم مِن کُلِّ اَمر " روزی که روح و ملائکه میآیند پایین برای شب قدر و اینها برای اندازه گیری کل امورات میآیند. این سیستم خداوند است که در رأس آن خودش قرار دارد و آن سیستم اتوماتیک کار خود را انجام میدهد. خداوند کائنات را خلق و راه اندازی کرد و بر آن نظارت میکند و در جاهای لازم فرامین الهی صادر میشود. منظورم این است که این سیستم خودش یک چیز خودکار است. باید توجه بکنید گول کسانی که از اسم اسلام سوءاستفاده میکنند را نخورید. آن کاری را که برای کمپها میکردند. ابولفضل درمانی از اسم ائمه و بزرگان سوءاستفاده میکردند و میخواهند درمان کنند. ما چنین چیزی در طب نداریم. قطره حضرت مریم و قطره صد و بیست و چهار هزار پیغمبر برای از بین بردن بیماریها و از بین بردن سحر و جادو نداریم، باورتان نشود. منظورم این است که سیستم حساب و کتاب دارد مسخره بازی نیست. سیستم خلقت بر مبنای یکسری محاسبات، اعداد ریاضی، حساب و کتاب برنامهریزی شده، مسخره بازی نیست که از قوانین خارج میشوید و بعد ام اس میگیرید و میروید پنجاه هزار تومن قطره میخرید بُخور میدهید که خوب شوید. اصلاً اینطور نیست. قبلاً هم این را مطرح کردیم پس یکسری مسائل طبیعت بر مبنای حساب و کتاب و حکمت تشکیل شده است، گول نخورید. مثل کسانی که به دنبال گنج میگردند و میروند پیش یکسری افراد سودجو که نقشه گنج برایشان پیدا کند.
هر چیزی یک کاری و کاربردی دارد. تخصص من در برق بود و حالا در اثر یکسری مسائل و وارد شدن در مخدر و اعتیاد و... بعد از سالها تجربهای در قسمت موادمخدر پیدا کردم. من در نجوم تخصص ندارم. در ریاضیات تخصصی، کشاورزی پیشرفته، وکالت تخصص ندارم. کار قاشق غذاخوردن است، قاشق کار چنگال را که انجام نمیدهد و از او هم چیزی کم نمیشود هر چیزی کار خودش را دارد. ادیان هم کار خودشان را دارند و برای هدایت انسانها درست شده است بنابراین اگر بگوییم طب مسیحی، گیاهشناسی مسیحی یا اسلامی و همه چیز را به اینها نسبت دهیم این سوءاستفاده است آن موقع ما به آن مکتب هم ضربه میزنیم.
نکته قابل اهمیت؛ هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی. این چیزی است که در زندگی به ما برمیگردد. این چیزی است که در سیستم اتوماتیک و خودکار است. ما اصلاً کاری به خدا نداریم در جای خودش این سیستم را جوری برنامهریزی کرده چنین است. مثلاً دیوترم اگر حرارت برود بالا، شیر اطمینانش باز میشود. دیگ بخار اگر بخارش زیاد شود می ترکد. این را که خدا نخواسته این را شما از قانون عدول و سرپیچی کردی فشار رفته بالا ترکیده است. این عین قوانین هستی است. قوانین هستی یکسری قوانینی است که تعیین شده و در اثر هر کار شما، واکنش و عکسالعمل بلافاصله پیش میآید و سریع پاسخگو است.
مطلبی را میخوانم که مربوط به تاریخ 84/08/02 است:
ما بسیار خوشنود هستیم و از این موضوع که به اهداف اصلی کاملاً فکر میکنید.
ما باید به اهداف اصلیمان در زندگی دائماً فکر کنیم. چه میخواهیم؟ چه نمیخواهیم؟ چه کار بکنیم؟ چه کار نکنیم؟ باید راجع به آن فکر کنیم و آن را پخته کنیم.
همان طور که عرض شد، دانشگاه و آکادمی خاص به جهت شفای کامل است نه به جهت بیمارستان یا مریض خانه. زیرا این مریضها نیاز به شفاخانه ندارند. اما آموزش و درمان به جهت کل جمیع انسانها از لازمات است.
طب امروز یک علم بسیار حساب شده و دقیق است. هر کسی نمیتواند طبابت کند فقط کسانی که پزشک باشند. حتی طب سنتی یا مکمل طبق قوانین دورهها و دانشگاه مخصوص خود را دارد و بر مبنای علم بنا نهاده شده است. درد و رنج بشر از دانشهای کشف نشده است. بعضی بیماریها را نمیتوانیم درمان کنیم و باعث مرگ و میر انسانها میشود. بخاطر این است که دانش و علم آن پیدا نشده است. چیزی که بین خود ما بود در کنگره و ما خواستار آن از مدتها پیش بودیم. این که در دنیا همه میگفتند اعتیاد درمان ندارد، ولی ما در کنگره اعتقاد داریم که بیماری اعتیاد کاملاً قابل درمان است. بر مبنای جسم، روان و جهانبینی است و آن تئوریهایی که داریم. بنابراین یکی از خواستههای کنگره این است که در آینده دانشگاهی را به وجود آورد و تأسیس بکند تا در مورد درمان اعتیاد صحبت شود. انشاالله یک روز بتوانیم به این کار نائل شویم. این جا گفته آکادمی جهت بهبودی کامل است، نه به جهت درست کردن مریضخانه یا بیمارستان. شفاخانه نمیخواهیم، هفتهای سه روز چهار روز میآیند سر کلاس سه چهار ساعت آموزش میبینند و میروند. حتی سختترین و بدترین نوع معتادان. ما جهت آن آموزش میخواهیم علم راستین را یاد بگیرند که بتوانند به انسانها منتقل کنند.
برای درمان کامل، آنها نیاز به پزشک یا حکیم مخصوص به این کار داریم که باید تعلیم ببیند.
برای درمان اعتیاد ما حکیم و پزشکی میخواهیم که آموزش دیده باشد؛ تخصص این کار را داشته باشد. مثلاً متخصص مو بعد از پزشک عمومی باید چهار یا پنج سال درس بخواند تا تخصص بگیرد. بنابراین اعتیاد هم یک بیماری است که هم بیماری جسم است هم بیماری روان و هم بیماری فکر است. برای همین نمیتوانیم بگوییم یکی دو هفته کلاس ببیند. نه ! کامل نیست. باید کاملاً تخصصی باشد.
به این مطلب که یک نظامیّه خاص را میطلبد که از تمام جهان به جهت شفا به این مرکز بیایند و این دانشگاه به طور کامل باید همه مسائل و وسایل را دارا باشد.
یعنی احتیاج به دانشگاهی داریم و اعتقاد من بر این بوده که به کمک همدیگر در آینده این دانشگاه را که درست میکنیم، بینالمللی باشد و حتی این دانشگاه به زبان انگلیسی باشد که در تمام دنیا متوجه این قضیه شوند و ما و کشور ما باید در مسئله درمان اعتیاد پرچمدار تمام دنیا باشد و این کار را میتواند بکند و از عهدهاش بر میآید و علمش را هم داریم.
اکنون شاید تصور شود که این یک مزاح است. اما این طور نیست. هر زمان آماده شد و وارد عمل گردید خواهید دید که این مسئله بسیار تا بسیار جدی بوده است. شاگرد سوال میکند: این دانشگاه بایستی چند دانشکده داشته باشد مثل دانشگاه انسان، مواد مخدر، فلسفه و عرفان. استاد میگوید: در وقت خود آن مواردی که لازم است خود عیان میشود. ما در همه مواردی که نام بردید مد نظر داریم اما تأکید ما در مورد شناخت انسان بسیار مهم است. زیرا به جهت پیدایش انسان همه موانع و مشکلات شکلگیری و یا نقاشی جدیدی آغاز خواهد شد. هر خطی و هر شکلی که کشیده میشود، میتواند معانی مختلفی را ایجاد نماید. بیماریهای روانی در مجموع قابل درمان نیستند چون به عنوان اختلال شناخته میشوند.
راهاندازی این قضیه و دانشگاه نقاشی جدید و شکل دیگری را به وجود میآورد. الان مسئلهای که داریم هنوز ما به لایههای زیرین شناخت انسان پی نبردیم. انسان برای ما موجود ناشناخته است. بیماریهای روانی هنوز به عنوان بیماری هم شناخته نمیشوند. یعنی به عنوان اختلالات است که بر طرف کردن آن خیلی دشوار و سخت است. برای صورپنهان انسان که بارها صحبت کردیم، باز شناخت کامل و جامعی نداریم. با این قضیه خط دیگر و شکل دیگری شروع میشود.
در درون انسان که ما و شما شاید هیچ خبری نداشته باشیم اما جهانهایی در فضای آن ها نهفته است که ما از بیان آن ها قاصر میباشیم. به همین سبب، هم باید یک تار مو را دید و هم یک طناب را که چگونه میتوان آن ها را در حیات تحت کنترل در آورد. هوشیاری شما هر لحظه نیاز است تا آن چه میگذرد توجه بنمایید.
ما انسان را یکپارچه میبینیم ولی برای ما انسانها، بسیاری مطالب راجع به انسان هنوز مجهول است. ما هنوز شناخت کامل و زیادی از انسان نداریم. اگر یک روزی شناخت کامل پیدا کردیم میتوانیم خیلی بیماریها را به درمان برسانیم. ما باید تمام مطالب را ببینیم هم صورپنهان و هم صورآشکار و هم سایر مسائل دیگر را.
پیشرفت شما در این است که فرامین را مو به مو اجرا نمایید اما متوجه میشوید اگر امروز در لحظه یک آکادمی که نظیرش در جهان نیست، نه از نظر بنا بلکه از نظر محتوای تعلیم عرض میشود. این ضامن تحوّل عظیمی در جهت اهداف ما و شما خواهد بود.
ما اگر بخواهیم در زندگی، کار و هر قسمتی موفق شویم باید فرامین را مو به مو اجرا کنیم. اگر اجرا نکنیم به نتیجه نمیرسیم. شما در زندگی قوانین، فرامین الهی، در شهر قوانین مدنی، در کنگره قوانین کنگره و هر کجا باید مو به مو قوانین را اجرا کنید. ما هنوز باور نداریم هستی یک چیز نظاممندی است و ما هر کاری در آن انجام دهیم عکسالعمل آن کار به ما برمیگردد. اگر این را بتوانیم متوجه شویم همه چیز درست میشود. اگر بخواهیم در زندگی خوشبخت شویم یا روی آرامش را ببینیم باید قوانین را مو به مو اجرا کنیم. در شهر باید قوانین را اجرا کرد. اگر ماشین را بدجایی پارک کنی ایجاد مشکل میکند. سرعت غیرمجاز ایجاد مشکل برای خودت و دیگران میکند. در کنگره هم اگر قوانین را اجرا کردید، به رهایی میرسید. از خودت نمیتوانی مدل درآوری، حتی اگر راهنما باشید نمیتوانید به سلیقه خود شاگرد تربیت کنید. اگر اجرا نکنی ولت میکنند و میروند و تحویلت نمیگیرند. کنگره و سیستم ما نیاز به انسانهای فداکار و از خود گذشته دارد. اگر چنین کسانی باشند بسم الله، نباشند نه. افراد خودخواه و کسانی که هنوز خودشان را با قوانین تطبیق ندهند اینها پایدار نیستند پس برای رستگاری اجرای قوانین مو به مو لازم است. وقتی قوانین را اجرا کنی کسی با تو کاری ندارد. اگر الان در یک لحظه ما بیاییم دانشگاهی داشته باشیم، دانشگاههای بسیاری هست که از نظر بنا عظیم است اما از نظر محتوا میخواهیم یک تحول بسیار بزرگی را به وجود آورد.
تأکید ما و اصرار ما بر این موضوع است که با به کار بردن تفکر و تعلیم به حق انسانهای صالح و سالم، بنای کنگره و حرکت کنگره به گونهای جلو میرود که نیاز به تفکر، تعلیم و تعقل انسانهای صالح و سالم دارد. آنها میتوانند این قضیه را جلو ببرند که تاکنون واقعاً زحمت بیشائبه کشیدهاند و از برای خدمت خالص، خود را از هر موضوعی که آنها را آلوده بنماید زدوده و به صراط مستقیم قدم نهادهاند.
آنها منافع شخصی خود را کنار گذاشتند و هدفشان خدمت بوده و نگذاشتند چیزی آنها را آ لوده کند و به صراط مستقیم قدم گذاشتند. آنها هستند که این حرکت را میتوانند شکل دهند. ما پروندهای را قبول کردیم که هیچ کس نتوانسته قبول کند و هر که قبول کرده شکست خورده است. دیگران قبول کردند و گفتند: اعتیاد بیماری مرموز و لاعلاج و پیشرونده است ولی من گفتم: نه! این قابل درمان است.
حالا میخواهیم به مردم خدمت کنیم با کمکراهنمایان، ایجنتها و اسیستانتها که قدردان آنها هستیم. ما به کمک افراد صالح و سالم و فداکار که خودشان را از هر آلودگی زدودهاند و در صراط مستقیم پا میگذارند نیاز داریم و با کمک آنها میتوانیم به نتیجه برسیم. برای آن آکادمی هم که قرار است به نتیجه برسانیم و ان شاالله به امید پروردگار درست خواهیم کرد به چنین انسانهایی نیاز داریم. اگر انسانهایی باشند که فرصتطلب باشند و فقط منافع خودشان مهم باشد اصلاً از بازی خارج میشوند. بارها گفتهایم کنگره مانند گردباد سبز است، وقتی به چرخش در میآید آنها که مثل حلبی کهنه، پلاستیک و... هستند همه را با همان چرخش اول به بیرون پرت میکند. بعضی به میان گردباد میآیند، ولی اگر در برابر قوانین کنگره سرسختی کنند آنجا در هم شکسته و خرد میشوند و به بیرون پرتاب میشوند. آنها که خالص و خوب هستند هدایت میشوند و به نرمی به مرکز گردباد میرسند و از آنجا عروج و صعود میکنند. آنهایی که بر صراط مستقیم هستند به راحتی به سطح بالا میروند.
در این جا زمامدار راستی میگوید که: یادتان رفت بگویم که در صدد تهیهی آواهای تصاویر باشید. زیرا صحنه جنگ هم اگر نگاه کنید؛ اگر صدای شمشیر و ظفر نیاید گویی هیچ جنگی رخ نداده است.
آواهای تصاویر را مدتی است داریم روی آنها کار میکنیم. چند تا از آنها مثل زمستان درآمده است پس باید آن موسیقی و آواهای متعدد در کنگره حتماً شنیده شود.
هستی و سیستم خردمند است و هوشیار است و سیستم جوری طراحی شده که هر عملی انجام دهیم عکسالعملش به ما برمیگردد. هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی. واکنش اینها به خود ما برمیگردد. این سیستم مانند رباط طراحی شده، یعنی اگر پنج درجه گرما شد این جوری کن. اگر هفت درجه شد آن جور کن. باران بارید جور دیگر. برف بارید این جور کن. سرما بود این طور، پله بود این طور حرکت کن. شیب بود آن جور حرکت کن. به سیستم این جوری گفته شده و ما که داریم زندگی میکنیم طبق این قوانین است. هر کدام از این قوانین را عمل کنیم عکس العملش برمیگردد.
"پایان"
تهیه و تنظیم: مسافر جواد (لژیون یکم نمایندگی عطّار نیشابور)
تایپ: مسافر مهدی (لژیون دوّم نمایندگی عطّار نیشابور)
موضوعات مرتبط: سی دی ها
برچسبها: کنگره60, نمایندگی عطار نیشابور, متن کامل سی دی شگفتی, شهرری لژیون امیرهوشنگ سوقندی _ درمان اعتیاد...
ما را در سایت لژیون امیرهوشنگ سوقندی _ درمان اعتیاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 246 تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت: 17:45