"بنام قدرت مطلق"
یک مطلبی را میخوانم مربوط به تاریخ ۸۶/۱۰/۲۹ است و بعد روی پاراگرافهای مختلف صحبت میکنم؛ اگر بنایی آباد باشد امّا ساکنین آن خراب باشند، بنا هم کمکم رو به نابودی و خرابی میرود. اما ساکنین آباد در بناهای خراب و یا ویرانهها را هم میتوانند احیا نمایند. مطلب بسیار مهم و حائز اهمیتی است. مطالبی که تا حالا ارائه میکردیم همیشه روی فرد بود، الان میآید روی گروه و ساکنین. هم در فرد صادق است که ساکن جسم خودش است در شهر وجودیاش. اگر ساکن فهمیده و آگاه باشد این جسم را به بهترین شکل هدایت میکند، اگر انسان به هم ریختهای باشد این شهر را به نابودی میکشد. گفتیم تخریب شهر وجودی یا جسم بر دو مبنا استوار است: یکی مراقبت فیزیکی از جسم است و یکی افکار و اندیشه است. با یکی از حکیمهای طب سنتی صحبت میکردم؛ طب سنتی را هم مورد توجه قرار بدهید، چون هزاران سال تجربه داشتیم. البته گاهی اوقات در طب سنتی هم مشکلاتی را داریم؛ مثلاً یک نفر در حال موت بود و ضربه مغزی شده بود، خانواده رضایت میدهند که اعضای او را اهدا کنند، یک مرتبه یک نفر میگوید: من قطره ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر دارم، اگر به او بدهیم بخورد حتماً خوب میشود. یعنی چه؟! و انسانها هم زود قبول میکنند. قصد بیاهمیت کردن آنها را نداریم. مسئله اینجاست که ما میآییم و پیامبران و ائمه را دستآویز قرار میدهیم و از آنها سوء استفاده میکنیم. مثلاً در درمان اعتیاد میگوییم: ابوالفضل درمانی! ایشان هیچوقت چنین ادعایی نداشتند. و اگر کسی هم بخواهد چیزی بگوید فوراً جبهه میگیریم. من ایشان را قبول دارم ولی تو را که سوءاستفاده میکنی، قبول ندارم! منظورم این است اگر رفتید و مطالعه میکنید مواظب باشید، آنجا هم چاههای وحشتناکی است. همین طور که در تبلیغات ماهواره به اسم پزشک میگویند؛ مثلاً اگر این قرص را بخورید قد شما بلند میشود. خودش و تبلیغاتش و مجوزهایش همه قلابی هستند. اینجا پس پزشک نیست بلکه از لباس پزشکی سوءاستفاده میکنند یا خود ائمه نیستند، از اسم آنها سوءاستفاده میشود. برای اینکه حرفش را قبول کنند از قول بزرگان دین نقل میکند! در طب سنتی جمله خیلی قوی و غنی است که میگوید: دوای ما غذای ماست و غذای ما دوای ماست. این چه حرف عظیمی است! وقتی این جمله را شنیدم چقدر در موردش برای شما صحبت کردم. در مورد تغذیه شما، ساختار و مواد اولیهای که جسم شما لازم دارد؛ پتاسیم، منیزیم، سدیم و انواع و اقسام املاح که در مواد غذایی هست. یعنی غذای ما باید دوای ما باشد. نباید بروید بگویید کم خونی دارم و ویتامینA بگیرید، باید غذایی بخورید که ویتامین A داشته باشد. یا انواع تغذیهها. پس باید توجه کامل به غذا بکنیم. نه اینکه غذای گران قیمت بخوریم؛ غذا را تبدیل به سم نکنیم. این مربوط به رفتار و کردار ماست. من با امین صحبت میکردم که حرفی زد که خیلی تعجب کردم؛ گفت: خوک وقتی میخواهد تغذیه شود، اگر شما هویج و سیب زمینی تازه به آن بدهید ترجیح میدهد تا بگندد و بعد بخورد، غذای تازه دوست ندارد. کروکودیل وقتی شکار میکند، شکار را تازه نمیخورد، میگذارد وقتی فاسد شد و گندید بعد میخورد. ما انسانها هم همینطور شدیم. یعنی مزاج ما تغییر کرده، ما نمیتوانیم بادمجان را تازه بخوریم، باید سرخ کنیم و در فریزر بگذاریم تا شش ماه بماند و بعد برداریم و بخوریم؛ مثل همان کار کروکودیل! یا سبزی خوردن یا رب گوجه که باید برود در قوطیها و چند سال بماند و بعد بخوریم. خوراک ما اینطوری شده است، بعد میگویید: چرا مریض میشویم؟! ما رفتیم به طرف غذاهای فاسد. وقتی فصل گوجهفرنگی است چرا باید کنسرو آن را استفاده کنیم! حالا جالب اینجاست که بچهها میگفتند: برنج مصنوعی هم درآمده و مواظب باشید؛ برنج اصلی شکسته زیاد دارد ولی برنج تقلبی همه یک اندازه و یکدست است. پس ما ویتامینها را به بدنمان نمیرسانیم. منظورم این است که ما با تغذیه نادرست شهر وجودیمان را خراب میکنیم و بعد سیگار و تریاک و... را هم اضافه میکنیم. ساکنین بیلیاقت شهر را تبدیل به ویرانه میکنند، اما اگر انسان آگاه باشد این شهر را آباد میکند. حالا علاوه بر تغذیه افکار منفی هم هست و ناامیدی و تصاویر منفی و... هم هست. جوانی که هنوز ۳۰ سالش نشده و ساکن ناجور است و تزریق میکند و میمیرد! چقدر در اثر استفاده از مواد مردهاند! اینها ساکنین خراب بودند. یک خانه و خانواده هم همینطورند؛ اگر آگاه باشند خانواده را آباد میکنند. پس ساکنین مهم هستند. مهم نیست پولدار باشید یا نه، مهم این است که چه کسی هستید و چه قدر قدرت دارید! شما میتوانید ثروت را به وجود بیاورید. بستگی به تکتک ما دارد. آنهایی که ثروت دارند از آسمان که برایشان نیامده است، خودشان به دست آوردهاند. ساکنین یک لژیون و راهنما میتوانند یک لژیون را خراب کنند یا آباد کنند. میتوانند بهترین شاگردان را تربیت کنند، یا یکسری شاگرد منزوی پرورش بدهد. حالا این ساکنین در همه جا هست. در کشور هم هست، ساکنین آن میتوانند کشور را آباد کنند یا به نابودی بکشانند. مثلاً در یک کشور سیصد تا زندانی وجود دارد و دادگستریاش تعطیل است و یک کشور هم مثل ما ۱۵ میلیون پرونده قضایی دارد! پس اینها به ساکنین مربوط میشود. تقصیر را گردن این و آن نیندازید، خود ما چه کاری برای آبادی کشورمان میکنیم! ساکنینی که هرکجا رودخانهای است به حریم آن تجاوز میکنند، جنگل را نابود میکنند، در شغلشان رشوه میگیرند، قوانین را اجرا نمیکنند، به جای انجام وظیفه، مردمآزاری میکنند، این ساکنین میخواهند چه کنند؟! مجموعه ساکنین هستند که میسازند. روی کنگره هم همینطور است. ساکنین کنگره هستند که میتوانند آن را به بهترین شکل بسازند یا میتوانند آن را منحل کنند. ساکنین گروه خانواده؛ جاهایی است که خیلی فعال هستند و جاهایی هم ضعیف هستند. چند وقت پیش یکی از شعب را در قسمت همسفران بستم، چون آن مجموعه خوب عمل نکردهاند. پس ساکنین خراب بنای آباد را هم ویران میکنند. الان گروههای دیگر هستند که اینقدر رفتارهای بدی انجام دادهاند که کار ما خیلی سخت شده، هر جا میخواهیم برویم فکر میکنند ما هم از آنها هستیم و به ما هم بد نگاه میکنند.اگر ساکنین فهمیده و آگاه باشند حتی اگر ویرانه را به آنها بدهند، آنجا را تبدیل به بهترین مکانها میکنند. حتماً مطالب گفته شده را خوب ادراک میکنید. اگر کاخها ویران شدند فقط خواست خداوند نبود، زیرا آن جاها دیگر نور الهی نداشت و ظلمات و تاریکی چون ابر سیاه، بر فراز آن بناها قرار گرفته و میگرفت. اگر بعضی کاخها ویران شدند نور الهی نبود، ظلمت شد. در همه سطوح این مسائل است. اگر راستی و درستی نباشد، تبدیل به ویرانه میشود. وقتی دانایی نباشد نادانی هست، وقتی نور الهی نباشد نور شیطانی است، این برای ما مسئله مهمی است. در مقوله اعتیاد در سطح جهانی ساکنین آن مصرفکنندگان هستند. این ساکنین مشکل داشتند و این بنای خراب در سراسر دنیا به وجود آمد، که به گفته خودشان اصلاً قابل درست شدن نیست؛ مرموز و لاعلاج و پیشرونده است. نور امید و درمانی در آن نیست. ترک اعتیاد زیاد است. الان من بعضی مقالات را نگاه میکنم که درمورد اعتیاد و درمان آن نوشته شده، من حاضر نیستم ۱۰۰ تا از آنها را با یک کیلو زغال عوض کنم. آقای فلان با همکاران و... همهاش توصیفی است؛ یعنی راهحل در آن نیست، فقط آمار و توصیف است، درمانی وجود ندارد و نتیجهگیری درستی ندارد. منظور این است که ما در این چند سال راه درمان را پیدا کردهایم و بالای ۲۰ هزار نفر به درمان قطعی رسیدهاند. حالا یک وظیفه بر دوش ماست و آن انتقال اطلاعات و دانش به زبان علمی است. من از بچهها خواستم آنهایی که میخواهند تحصیل کنند، بروند در رشتههای مربوط به اعتیاد و بعد بروند و این اطلاعات را منتقل کنند. تا کمکی باشد برای انسانها. همه ما اول باید خودمان و خانواده خودمان را درست کنیم و اکثراً درست کردهایم و بعد شهرمان و کشورمان و...! باید ذرهذره این دانش را انتقال دهیم. مجامع علمی توجه خیلی خاصی به ما دارند، اما خیلی طول میکشد تا به این باور برسند. میخواهیم نتیجه بگیریم که ساکنین خوب ویرانهها را آباد میکنند و ساکنین بد کاخهای عظیم را تبدیل به ویرانه میکنند. ساکنین در همه جا نقش کلیدی دارند. ما میتوانیم گروهمان را تبدیل به بهترین کنیم یا تبدیل به بدترین، یا خانوادهمان را، یا لژیون و یا شهر و... ما باید مقالات علمی در سطح دنیا منتشر کنیم، کسانی که سطح تحصیلات دارند و علم آن را دارند. سؤالی که همیشه مطرح میشود؛ شیشه درمان ندارد؟! ما درمان میکنیم، پاسخ این است که آیا تریاک و حشیش و هروئین و... درمان دارد!؟ ترک دارد ولی درمان ندارد.
هر نوعی که فکر کنیم همیشه دو مسئله در صراط مستقیم لازم است؛ اگر به آنها توجه بشود در هر زمانی میشود هدف را به آنچه که فرمان دارید، به انجام کامل برسانید و این بسیار سخت است و به قول خودت صبر میخواهد و قلبی بسیار بزرگ و آرام. اولاً باید در صراط مستقیم قرار بگیریم. بارها گفتیم صراط مستقیم خیلی عریض و طویل است، بهطوری که تمامی مخلوقین در آن جا میگیرند. صراط مستقیم یعنی پیروی از دستورات الهی، تمام ادیان ابراهیمی هم در این قضیه است. خرد جهانی هم بر این حکم میکند. بارها گفتیم: دروغ نگو، رشوه نگیر، دزدی نکن، پیمانشکن نباش و... یک مسئله مهم در صراط مستقیم صبر است و دیگری داشتن قلب و دلی بزرگ است. دل خیلی مهم است، بتوانید ببخشید و گذشت کنید. من سعی نمیکنم که از انسانها کینه نداشته باشم یا از هر چیزی، بلکه مشکل را درک میکنم و تا حدودی انسان را می شناسم و میپذیرم. من میدانم انسان دارای دو قطب است، هم فضایل دارد و هم رذایل. خدا هم میگوید: إنَّ الإِنسانَ هَلوعا؛ انسان موجود حریصی است و...
مرغ باغ ملکوتم نیام از عالم خاک
چند روزی قفسی ساختهاند بهره تنم.
این طوری نیست شاید از هر ۱۰۰ هزار نفر یکی یا دوتا مرغ باغ ملکوت باشند، انسان خیلی پیچیدگی دارد و پنهانکار است. شنیده بودم که میرزاکوچکخان در زمان قدیم در جنگل بود، بعد یک نفر از یک کشوری میخواهد یک اسلحه را بدهد به میرزاکوچکخان به عنوان هدیه! وقتی اسلحه را در میآورد میرزا میترسد و فکر میکند میخواهد او را بزند! میگوید نه این اسلحه کادو است و نمیخواهم تو را بزنم، ولی بدان اگر یک روزی قرار است کشته شوی، توسط نزدیکترین دوستانت کشته خواهی شد، که فکر کنم همینطور هم باشد. منظورم پنهانکاری انسان است. نزدیکترین فرد به انسان ممکن است بدخواه او باشد. اگر شما همه انسانها را پاک و منزه در نظر بگیرید این اشتباه بزرگی است. انسانها خوب هستند ولی مشکلات و معضلات و شعور و آگاهی این چیزها را هم دارد. این بافت انسان است. در جنگ جهانی دوم چقدر انسانها کشته شدند! فقط ۲۰ میلیون از روسیه کشته شدند در جنگ. چرا همدیگر را میکُشید! کار انسان است! یا بریدن سر انسانها. منظورم این است خیال نکنید انسان موجود پاک و منزهی است، پیچیدگیهای وحشتناکی دارد. من فکر میکنم خطرناکترین موجود انسان است و شریفترین و نازترین موجود هم انسان است. مگر یک شیر چند نفر را میکُشد؟ یا مار یا...؟ البته اینها برای غذا خوردن این کار را میکنند، به خاطر تفریح یا تصاحب سرزمین که این کار را نمیکنند! یا آقا محمدخان قاجار وقتی کرمان را گرفت، چقدر چشمهای مردم را درآورد؟! انسان است دیگر! یا تیمورلنگ وقتی سبزوار و نیشابور را گرفت چند تا تپه از جمجمه انسانها درست کرد! باید این را بدانید که این خلقت انسان است، چون هم طرف جن است و هم طرف روح. اگر به طرف روح برود الهی است و اگر به طرف جن برود خبیث است. نمیگویم تمام انسانها اینقدر پلید هستند. پس این رفتارها را به حساب جهل و نادانی انسانها بگذارید و ناراحت نشوید، من هم به همین خاطر ناراحت نمیشوم. خودت آرامتر میشوی! قلب بزرگ یعنی همین؛ اگر کسی بدی کرد بتوانی ببخشی. واقعاً هم از روی جهل و ناآگاهی است. نکته اینجاست، همیشه یک توجیه خیلی قشنگی هم دارند که مثل آلمان میگویند: ما همه کشورها و بلاد را میگیریم و وقتی گرفتیم عدالت را در آنها برقرار میکنیم! یعنی همه را بکشیم و بگیریم و بعد به آنها درس محبت میدهیم. این توجیه را دارند. پس اگر شما بدانی، از شاگرد لژیونت ناراحت نمیشوی، از تازهوارد ناراحت نمیشوی.
به علاوه خیلی از مسائل در جهان مادی در این برهه خاص، ظاهری شده و آن معنویات و به قول خودمان صور پنهان، کاملاً پنهان گشته و صورآشکار را با روغنهای مخصوص جلا دادهاند، البته خوب میدانید و در شرایط خاص هم تشخیص میدهید. یعنی در این دوره همه چیز ظاهری شده است. دماغش را عمل کرده ولی کلیه و دستگاه گوارشش خوب کار نمیکند، ولی تمام توجه او به دماغ و خط و خال و... است. فقط به قسمت ظاهریاش نگاه میکنیم. دیدهاید که ماشین را پولیش میکنند و براق میکنند یا سیب و پرتقالها را هم روغن میزنند که برق بزند. فقط ظاهرسازی شده. وقتی تبلیغات ماهوارهای نگاه میکنید؛ در قدیم یک یخچالی تبلیغ میکردند یا ماشین یا ماکارونی یا... الان یا قد را بلند میکند یا لاغر میکند یا... و بیشتر تبلیغات روی تقویت قوای جنسی است. صبح تا شب یا از اینهاست یا ترک اعتیاد و... واقعاً به یک جای خجالتآور رسیده است. یعنی صورپنهان از بین رفته و فقط صورآشکار است. هیچ برنامهای برای تغذیه درست و ورزش و سلامت نداریم. برنامهای که مریض نشویم نداریم. اینها مسائلی است که به آن بر میخوریم. از اینکه چند روزی تحت وضع خاصی بودید، ما هم کاملاً اینها را درک میکردیم. بایستی برایتان بگوییم که اصلاً در این موضوعات خاص ناراحت نشوید، زیرا وعدههای داده شده انجام میپذیرد. این برمیگردد به زمانی که درب کنگره را پلمپ کرده بودند. در مجموع به نفع ما شد و ما خیلی چیزها را یاد گرفتیم. و بارها به شما گفتم: من آنچه به دست آوردم در پرتو مشکلات بوده است. اگر مشکلات نبود، کنگره فقط در همین زیرزمینی بود. در اثر همین مشکلات ما الان بیش از ۵۰ شعبه در سراسر کشور و ۲۰ شعبه در تهران از خودمان داریم، یا رهن است یا اجاره. مقصر دولت نبود که اینجا را پلمپ کردند، دسیسههای شخصی بود و با طبقه بالا مشکل داشتیم که مرا بازداشت کردند و اینجا پلمپ شد و پرونده شد و گفتند که مهندس و شاگردانش مواد توزیع میکنند و خیلی مسائل دیگر! این اشاره به آن موضوع میکند و آنچه خداوند وعده کرده پذیرفته میشود. خرج روزانه که از سبدها و قانون یازدهم در میآید، اما برای گرفتن جا کافی نیست. یک چاله با دوتا وانت خاک پر میشود؛ قند و چای و آب و... اینها چاله هستند. ولی دره را باید کوه را خراب کنید تا پر شود. برای گرفتن مکان با سبد نمیشود. یک آقا و خانم با دوتا بچه بخواهند در یک جا زندگی کنند باید ۷۰ میلیون تومان بدهند و ۲ میلیون هم اجاره و... حالا ۵۰۰ نفر را میخواهید ببرید در یک مکان! ۴۰۰ یا ۵۰۰ میلیون فقط پول رهن است با کلی اجاره. تجربه نشان داده از دولت هم نمیشود گرفت؛ ما در فرهنگسرا بودیم و همه چیز خوب بود اما رئیس آنجا عوض شد و گفت: شما باید بروید، در وسط زمستان! بنابراین گفتیم روی پای خودمان بایستیم و آنجا بود که یک حساب بانکی ارائه کردم که کسانی که میخواهند کمک کنند پولشان را به این حساب بریزند. همه چیز هم تحت حساب بانکی است در کنگره. و الان ۱۴ سال است که به مشکل مالی بر نخوردیم و همیشه پسانداز داشتیم و ساکنین درست باعث شدند ما از هیچ، همه چیز بسازیم. الان باز باید از اینجا برویم، ما دو ماه است دنبال جا میگردیم ،جایی که به درد دفتر مرکزی و کنگره بخورد حداقل ۵ تا ۶ میلیارد تومان پول میخواهد، باید جایی باشد که اطراف مسکونی نباشد، چون همسایهها اعتراض میکنند و بعد ما آکادمی را هم در پیش داریم. خیلیها هستند که میگویند ما خوب شدیم و میروند. یک عده هستند میگویند ما خوب شدیم و میخواهیم دیگران هم خوب شوند. ما به وعدههای خداوند اعتقاد داریم میدانیم خداوند گفته: اگر از مالَت بدهی مالَت زیاد میشود، اگر ندهی خود را نابود کردهای! بعد من آمدم لژیونهای مالی را تشکیل دادم. شماره حساب خوب جواب داد، لژیون مالی خوب جواب داد، بچههای کنگره فهمیدند که یک ریال از پولشان در کنگره دزدی نمیشود. خداوند هم به ما خیر و برکت داده است. بعد آمدم و یک هفته را گذاشتم هفته لژیون مالی که البته امسال اسمش را گذاشتیم هفته گلریزان. گلریزان یک رسم قدیمی در کشور بود که از بین رفته، یکسری رسم و رسومات خوبی بود که ما نسل جدید آنها را از بین بردیم؛ مثلاً وقتی کسی فوت میکرد همه جمع میشدند و یکی سیبزمینی میداد، یکی برنج میداد و... پول جمع میشد و صاحب عزا یک گوشه مینشست و بقیه، همه کارها را میکردند. الان یک نفر گفت: ۲۰ میلیون پول نزولی میخواسته بگیرد برای خرج مراسم دفن و فوت پدرش! بعد مردم میروند به مسجد و یا شاخههای گل چند میلیونی میگذارند آنجا و کلی خرج برای صاحب عزا. این کار غلط است. ما در کنگره رسم کردیم که هر جا میروند یک پاکت بدهند. یا یکی که مشکل داشت در زورخانه برایش گلریزان میگرفتند و پولی که در جشن جمع میشد را به فردی که مشکل داشت میدادند. یعنی گلریزان برای کمک جامعه و محله به افراد بود. ما حالا همین مراسم گلریزان را میخواهیم در کنگره برقرار کنیم. بنابراین امسال میخواهیم از قبل خودمان را آماده کنیم برای هفته گلریزان؛ یعنی راهنماها باید سر کلاسها به شاگردانشان آموزش بدهند و توجیه کنند. من که با گل مخالفم، ولی در این هفته ایراد ندارد، مثلاً آکادمی برود ۳۰۰ هزار تومان گل بگیرند و به در دیوار بزنند، شربت و شیرینی هم باشد. باید برنامهریزی و هماهنگی کنید و یک جشن خوب برگزار کنید. بعد وقتی جشن گلریزان است کسانی که میآیند، باید خبر داشته باشند، اگر میخواهند کمک مالی کنند باید از قبل آماده کرده باشند. یک سری هم پارسال در جمع گفتند: ما ۵ میلیون میدهیم ولی بعد هیچی ندادند. بعضیها شور برمیدارند و بعد پشیمان میشوند. این هست که باید برنامهریزی شود. هر کسی هم فقط شعبه خودش! چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.!! هر کس میتواند کمک کند فقط به شعبه خودش، حالا اگر کسی دوست دارد چند جای دیگر هم کمک کند، من حرفی ندارم. مهمانبازی نکنید، از این شعبه به آن شعبه ببرید! اگرچه جشن را در یک روز میگیریم. باید در این هفته بتوانیم منابع مالی را جمعآوری کنیم برای گرفتن دفتر مرکزی. البته به حساب شعب هم منظور خواهد شد. تمام اموال کنگره چه میز یا صندلی، منقول و غیرمنقول، هیچکدام مال من نیست، مال دیدهبانها هم نیست، اگر حتی روزی کنگره جمع شود که نخواهد شد؛ تمام اموال عین اموال وقف است. الان شامل وقف نیست، اگر تعطیل شود به وقف تعلق میگیرد و مال ما نیست. در این هفته استادان جلسه از لژیونهای مالی باشند، به شرط اینکه بتوانند صحبت کنند، اگر نتوانستند از افراد دیگر هم استفاده کنند. منظورم این است که از یک ماه قبل باید بنرها را به دیوار بزنیم. فکر میکنم حدوداً ۱۰ آبان باشد هفته گلریزان. چون زودتر میخورد به دهه محرم. امیدوارم از حالا برنامه ریزی کنید و یک هفته باشکوه را به انجام برسانیم تا مقدمهای شود برای به وجود آمدن آکادمی.مسئله دیگری را برای تان روشن کنم که الان چه کسی جزء لژیون مالی هست! لژیون مالی حق عضویت دارد، سالیانه ۵ میلیون تومان! آنهایی که قبلاً دادهاند مربوط به سال ۹۵ بوده، کسانی الان جزو لژیون مالی هستند که در سال ۹۶ پنج میلیون را پرداخت کردهاند. یعنی اعضای لژیون مالی در کل کنگره باید قبل از هفته گلریزان ۵ میلیون را پرداخت کرده باشند، نه که در روز گلریزان پرداخت کنند. درتمام شعب لژیون مالی تشکیل میشود از کسانی که ۵ میلیون را در سال ۹۶ پرداخت کردهاند. ما پرداخت قسطی هم نداریم. ما میخواهیم کسی بدهد که به او فشار نیاید. کسانی که وضعیت مالی خوبی دارند آنها بدهند. من اصلاً پولی را که شما بروید انگشتر و زنجیر طلای خود را بفروشید، نمیپذیرم. کسی که میگوید قسطی میدهد، یعنی توانایی پرداخت ۵ میلیون نقد را ندارد. ما کسانی را میخواهیم که وضع مالیشان خوب باشد. کسی که پولدار است پولدارها را میشناسد. کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز!
ما نمیخواهیم هیچ فشاری به افراد وارد شود. دادن انگشتر و گردنبند طلا در کنگره ممنوع است، ممکن است بعضیها در هفته گلریزان احساساتی شوند و انگشترشان را بخواهند بدهند، نه ما نمیپذیریم. تازه اگر دلار و پوند هم بدهید نمیپذیریم، فقط پول رایج کشور!!! آن هم واریز به حساب.
"پایان"
تهیّه و تنظیم و تایپ: مسافر جواد (لژیون یکم نمایندگی عطّار نیشابور)
موضوعات مرتبط: سی دی ها
برچسبها: کنگره60, نمایندگی عطار نیشابور, متن کامل سی دی گلریزان, شهرری لژیون امیرهوشنگ سوقندی _ درمان اعتیاد...
ما را در سایت لژیون امیرهوشنگ سوقندی _ درمان اعتیاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 429 تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 21:06